چهار آذر آمد و دزفول من
رنگ غم پاشیده در دامان من
باز باران شهیدان بود و من
باز شبهای غریبان بود و من
در هجوم شعله دلها تاخ شد
زیر باران چتر ها سوراخ شد
زخمی ام اما نمکحق من است
درد دارم نی لبک حق من است
در هجومخاک تنها مانده ایم
مردها رفتند وما جا مانده ایم
سراینده : هایده زکی زاده